عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
561
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كشد ، امانت بود . رسول خدا گفت : « اوّل ما تفقدون من دينكم الأمانة ، و آخر ما تفقدونه الصّلاة » . اين شرح كه داديم از روى شرع ظاهر است ، امّا از روى اشارت و بر مذاق جوانمردان طريقت ، امانتها يكى اسلام است ، در صدر بنده نهاده . ديگر ايمان در فؤاد بنده تعبيه كرده . سيوم معرفت در قلب نهاده . چهارم محبت در سر پنهان كرده . و هر يكى را ازين امانت خيانتى در آن گنجد . در صدر وسوسه گنجد ، از جهت ديو ، در فؤاد شبهت شود از جهت نفس ، در قلب زيغ شود از جهت هوا ، در سر فريشته شود ، و ديدار فريشته در تعبيهء سر خيانت است در امانت محبّت . جنيد ازينجا گفت ، چون او را از تعبيهء سر پرسيدند ، گفت : « سرّ بين اللَّه و بين العبد لا يعلمه ملك فيكتبه ، و لا شيطان فيفسده ، و لا هوى فيميله » . دست ديو از صدر كوتاه كن بذكر حق ، كه ميگويد عزّ جلاله : إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ . دست نفس از فؤاد كوتاه كن بسلاح مجاهدت ، كه ميگويد : وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . دست هوا كوتاه كن از قلب بتسليم ، كه گفت : آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا . دست فريشته كوتاه كن از سرّ بغيرت ، كه غيرت شرط دوستى است ، چنان كه مهر ركن دوستى است . گهى مهر پرده بردارد تا رهى در شادى و رامش آيد ، گهى غيرت پرده فرو گذارد تا رهى در خواهش آيد . گهى مهر در بگشايد تا رهى بعيان مينازد . گهى غيرت در دربندد تا رهى در آرزوى عيان ميزارد . كسى كو را عيان بايد ، خبر پيشش محال آيد * چو سازد با عيان خلوت ، كجا دل در خبر آيد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ - اولوا